نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
یادداشتی از یاسین حقیقی، مدیرمسئول پایگاه خبری توسعه و اقتصاد پایدار
پرسشی که درباره شورای ششم مشهد مطرح میشود، فراتر از ارزیابی تعداد پروژهها و مصوبات است: آیا این دوره توانسته نامی نیک در حافظه تاریخی شهروندان بر جای بگذارد یا تصمیمهای بحثبرانگیز و مطالبات بیپاسخ، تصویر ماندگارتری از آن ساختهاند؟
در چهارمین جلسه از سلسله نشستهای مشورتی «جهانشهر» شورای اسلامی شهر مشهد، با حضور مدیران و سرپرستان رسانههای خراسان رضوی و اعضای خانه مطبوعات و رسانههای استان، همین پرسش را مطرح کردم؛ اینکه پس از پایان فعالیت شورای ششم، مردم این دوره را با چه نام و تصویری به خاطر خواهند آورد؟
شورای ششم با شعارهایی همچون «جهانشهر برکت و کرامت» و توسعه متوازن، بهویژه توجه به شرق مشهد، فعالیت خود را آغاز کرد. این شعارها دربردارنده انتظاراتی فراتر از اجرای پروژههای عمرانی بود؛ انتظاراتی درباره عدالت در توزیع امکانات، توجه به مناطق کمتر برخوردار، ارتقای کیفیت زندگی و ایجاد شهری متناسب با شأن و جایگاه شهروندان.
اما پرسش اساسی همچنان پابرجاست: چه میزان از این اهداف به واقعیت زندگی مردم تبدیل شده است؟
توسعه متوازن زمانی معنا پیدا میکند که شهروندان در مناطق مختلف شهر، آثار آن را احساس کنند. نمیتوان صرفاً با ارائه فهرست اقدامات، درباره تحقق عدالت شهری و رضایت عمومی قضاوت کرد.
یکی از موضوعاتی که میتوانست در مسیر تقویت ظرفیتهای فرهنگی و ارتباطی مشهد نقش مؤثری داشته باشد، شکلگیری زیستبوم رسانه بود.
این موضوع میتوانست زمینهساز تعامل سازندهتر مدیریت شهری با رسانهها، تقویت زیرساختهای فعالیت حرفهای و افزایش مشارکت رسانهای در توسعه شهر باشد؛ با این حال، به نتیجه مورد انتظار نرسید.
از سوی دیگر، پروژههایی مانند کال اسماعیلآباد و سایر طرحهای مدیریت شهری نیز باید از منظر تأثیر واقعی بر زندگی مردم مورد ارزیابی قرار گیرند.
پرسش مهم این است که آیا اقدامات انجامشده توانستهاند به بهبود ملموس شرایط اجتماعی، فرهنگی و شهری منجر شوند؟ آیا اولویتهای اجرایی با نیازهای واقعی شهروندان تناسب داشتهاند؟
توسعه شهری تنها ساختوساز و اجرای پروژه نیست؛ توسعه زمانی اتفاق میافتد که کیفیت زندگی، احساس تعلق، فرصتهای برابر و رضایت عمومی نیز ارتقا پیدا کند.
یکی از موضوعات حساس در مدیریت شهری، نامگذاری معابر و فضاهای عمومی است. موضوعی که شاید در نگاه نخست تصمیمی اداری به نظر برسد، اما در واقع با هویت تاریخی، فرهنگی و اجتماعی شهر ارتباط مستقیم دارد.
نام یک میدان یا خیابان، بخشی از هویت آن فضا و پیامی به شهروندان است. به همین دلیل، انتخاب نام باید با ویژگیهای مکانی، کارکرد اجتماعی و وضعیت واقعی محیط تناسب داشته باشد.
برای نمونه، وقتی نام امام حسین(ع) بر یک میدان گذاشته میشود، انتظار میرود شأن و جایگاه این نام در فضای شهری نیز مورد توجه قرار گیرد. اگر همان محیط در ذهن شهروندان بیشتر با آسیبهای اجتماعی، حضور کارتنخوابها و معتادان متجاهر شناخته شود، نوعی فاصله میان هویت نمادین و واقعیت اجتماعی شکل میگیرد.
بدیهی است که نامگذاری بهتنهایی نمیتواند مشکلات اجتماعی یک محدوده را برطرف کند؛ اما تصمیمگیران شهری باید بدانند انتخابهای نمادین نیز بدون توجه به واقعیتهای محیطی، ممکن است به جای تقویت هویت شهری، زمینهساز نارضایتی شوند.
واکنشهای ایجادشده نسبت به برخی نامگذاریها، از جمله خیابانهای کوهسنگی و دانشگاه، نشان میدهد که این موضوع به مشورت بیشتر، حساسیت فرهنگی و اجتماعی و مشارکت شهروندان نیاز دارد.
یکی از مهمترین دستاوردهایی که یک دوره مدیریت شهری میتواند از خود به یادگار بگذارد، تقویت سرمایه اجتماعی است.
اعتماد عمومی، احساس مشارکت، تعلق به شهر و اطمینان شهروندان از اینکه صدای آنها شنیده میشود، از جمله مؤلفههایی هستند که در کنار زیرساختهای فیزیکی، هویت یک شهر را شکل میدهند.
شوراها نباید خود را صرفاً نهادهایی برای تصویب طرحها و پیگیری پروژهها بدانند. آنها در برابر افکار عمومی مسئولیت دارند و باید بتوانند درباره تصمیمات، اولویتها، موفقیتها و حتی ناکامیهای خود توضیح دهند.
پاسخگویی درباره پروژههای به نتیجه نرسیده، به همان اندازه ارائه گزارش اقدامات انجامشده اهمیت دارد. اتفاقاً پذیرش کاستیها و توضیح دلایل آنها میتواند زمینهساز اعتماد بیشتر شهروندان باشد.
شورای ششم نیز مانند دورههای پیشین، روزی به پایان مسئولیت خود خواهد رسید؛ اما آنچه باقی میماند، مجموعهای از تصمیمات و پیامدهای آنها در زندگی شهروندان است.
در نهایت، نه شعارها تعیینکننده نام نیک هستند و نه گزارشهای تبلیغاتی میتوانند جایگزین تجربه واقعی مردم شوند.
معیار ماندگاری یک دوره مدیریت شهری، میزان وفاداری آن به وعدهها، کیفیت تصمیمگیری، توجه به مطالبات عمومی، حفظ هویت شهر و توانایی ایجاد رضایت و اعتماد در جامعه است.
شاید اعضای شورای ششم امروز فرصت داشته باشند کارنامه خود را مرور کنند و درباره آنچه انجام دادهاند و آنچه بر زمین مانده است، صادقانه با مردم سخن بگویند.
اما یک واقعیت تغییر نخواهد کرد: عمر مسئولیت مدیران محدود است، در حالی که آثار تصمیمات آنها ممکن است سالها در زندگی شهروندان باقی بماند.
میراث واقعی شورای ششم را نه اعضای آن، نه گزارشهای عملکرد و نه تبلیغات؛ بلکه حافظه جمعی و قضاوت شهروندان مشهد تعیین خواهد کرد./
دیدگاه بسته شده است.