نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
روایت استاد محمدفاروق کیانی پور از دیدار با ایرج سامانی، شاعر تربتجام، یادآور این واقعیت است که توسعه فرهنگی پایدار، بدون توجه به وضعیت زندگی و دشواریهای هنرمندان کامل نخواهد بود. فرهنگ، تنها مجموعهای از آثار هنری، آیینها و میراث بهجامانده از گذشته نیست؛ فرهنگ با انسانهایی زنده میماند که آن را میآفرینند، حفظ میکنند […]
روایت استاد محمدفاروق کیانی پور از دیدار با ایرج سامانی، شاعر تربتجام، یادآور این واقعیت است که توسعه فرهنگی پایدار، بدون توجه به وضعیت زندگی و دشواریهای هنرمندان کامل نخواهد بود.
فرهنگ، تنها مجموعهای از آثار هنری، آیینها و میراث بهجامانده از گذشته نیست؛ فرهنگ با انسانهایی زنده میماند که آن را میآفرینند، حفظ میکنند و به نسلهای بعد انتقال میدهند. از همین رو، توجه به وضعیت زندگی هنرمندان و حمایت از آنان در شرایط دشوار، بخشی از مسئولیت اجتماعی و یکی از مؤلفههای توجه به توسعه فرهنگی پایدار است.
روایت استاد کیانی از دیدار با استاد ایرج سامانی، شاعر تربتجام، فرصتی برای تأمل درباره همین مسئولیت فراهم میکند. در این یادداشت، علاوه بر ستایش روحیه و توان آفرینش هنری شاعر، به مشکلاتی اشاره شده است که در کنار بیماری، میتوانند فشار بیشتری بر بیمار و خانواده او وارد کنند؛ از دشواریهای رفتوآمد درمانی تا هزینههای سنگین معالجه.
مسئله، صرفاً وضعیت یک هنرمند نیست؛ پرسش اساسی این است که جامعه و نهادهای مسئول چگونه میتوانند از سرمایههای انسانی و فرهنگی خود در برابر دشواریهای زندگی حمایت کنند. پاسداشت هنرمندان زمانی معنای عمیقتری پیدا میکند که تکریم آنان به مراسم و مناسبتها محدود نماند و در زمان نیاز نیز در قالب پیگیری، تسهیل امور و حمایتهای متناسب با مقررات و امکانات موجود نمود پیدا کند.
از مسئولان فرهنگی شهرستان تربتجام، ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی و دیگر نهادهای مرتبط انتظار میرود با بررسی وضعیت استاد ایرج سامانی، ظرفیتهای قانونی و حمایتی موجود را شناسایی کنند و در صورت امکان، برای کاهش بخشی از دشواریهای درمانی و رفتوآمد او و خانوادهاش گام بردارند.
در کنار این اقدام موردی، توجه به راهکارهای پایدار برای شناسایی نیازهای هنرمندان، معرفی مسیرهای حمایت قانونی و هماهنگی میان نهادهای فرهنگی و حمایتی نیز میتواند در دستور کار قرار گیرد؛ راهکارهایی که آثار آنها فراتر از یک فرد و یک مقطع زمانی خواهد بود.
توسعه پایدار، تنها با شاخصهای اقتصادی سنجیده نمیشود؛ کرامت انسانی، انسجام اجتماعی و پاسداشت سرمایههای فرهنگی نیز در این مسیر اهمیت دارند. توجه به هنرمندان در روزهای دشوار، فرصتی برای تبدیل ارزشهای فرهنگی به مسئولیت اجتماعی و اقدام عملی است.
یادداشت استاد محمدفاروق کیانی پور در ادامه، عیناً و بدون هیچگونه تغییر منتشر میشود:
به نام هنر، به نام مهر، به نام ایستادگی
در روزگاری که درد، گاه جسم را به تسخیر خود درمیآورد، اما توان آن را ندارد که روحهای بزرگ را به زانو درآورد، توفیق دیدار با شاعر توانمند و فرهیختهٔ تربتجام، جناب آقای ایرج سامانی، فرصتی بود برای لمس معنای حقیقی عشق، هنر و استقامت.
در کنار جمعی از هنرمندان عرصهٔ موسیقی، آواز و بازیهای آیینی تربت، به دیدار مردی رفتیم که این روزها با بیماری سرطان دستوپنجه نرم میکند؛ اما همچنان استوار، امیدوار و سربلند ایستاده است. مردی که گویی درد را نه بیگانهای مزاحم، بلکه بخشی از سرنوشت هنرمند میداند؛ هنرمندی که از دل رنج، واژه میرویاند و از میان دشواریها، شعر میسازد.
چه شگفتانگیز است که در میانهٔ این روزهای دشوار، چراغ آفرینش در وجودش خاموش نشده و حتی در همین چند روز اخیر، آخرین سرودهٔ خویش را به پایان رسانده است. او در جمع ما، با کلام موزون و دلنشین خود، سفرهای از شعر و احساس گشود و بار دیگر نشان داد که بیماری میتواند جسم را بیازارد، اما لزوماً نمیتواند پرواز اندیشه و بالندگی روح را متوقف کند.
در کنار این مرد فرهیخته، بانویی ایستاده است که شایستهٔ ستایشی از جنس عشق و احترام است؛ همسر صبور و فداکاری که همچون شیرزنی استوار، در این مسیر دشوار همراه اوست و با مهر، تدبیر و شکیبایی، کانون خانواده را گرم و پابرجا نگه داشته است. بیتردید، در روزهای سخت زندگی، حضور چنین همراهی، خود تکیهگاهی بزرگ و نعمتی بیبدیل است.
در خلال سخنان ایشان، به نکتههایی اشاره شد که شاید در نگاه نخست ساده و کماهمیت به نظر برسند، اما در مسیر درمان یک بیمار، میتوانند به دشواریهایی جدی بدل شوند؛ از صفهای طولانی و محدودیتهای تأمین بنزین و رفتوآمدهای مکرر درمانی گرفته تا هزینههای سنگین و طاقتفرسای درمان. دشواریهایی که برای یک بیمار و خانوادهاش، تنها یک مشکل روزمره نیستند؛ گاه باری مضاعف بر دوش جسم خسته و روح نگران آناناند.
اینجاست که همدلی، از یک احساس زیبا فراتر میرود و به مسئولیتی انسانی و اجتماعی تبدیل میشود. هنرمندان، سرمایههای معنوی یک شهرند؛ آنان حافظان زبان، فرهنگ، خاطرهها و هویت جمعی ما هستند. پاسداشت این سرمایهها، تنها در ستایش کلامی و تکریم روزهای آسودگی خلاصه نمیشود؛ بلکه باید در روزهای دشوار زندگیشان نیز دستگیر و همراهشان بود.
از همین رو، با نهایت احترام و امید، از مسئولان ارجمند شهرستان تربت جام تقاضا دارم با نگاهی ویژه و حمایتی، مشکلات درمانی و رفتوآمد این شاعر گرانقدر را مورد توجه قرار دهند و در حد توان و اختیارات خویش، زمینهٔ کاهش دغدغههای او و خانوادهٔ صبورش را فراهم آورند؛ باشد که بخشی از بار این روزهای دشوار از دوش این خانواده برداشته شود و استاد سامانی با آرامش و امید بیشتری مسیر درمان را طی کند.
از صمیم قلب، دست نیاز و دعا به درگاه خداوند منّان بلند میکنم و شفای عاجل، سلامتی پایدار و بازگشت هرچه زودتر این شاعر عزیز را به آغوش خانواده، دوستان و جامعهٔ فرهنگی تربتجام مسئلت دارم.
امید که روزی نهچندان دور، بار دیگر در محفل شعر و هنر، صدای گرم کلامش را بشنویم و شاهد باشیم که این گوهر گرانبها، با تندرستی و طراوت، چراغ فرهنگ شهرمان را روشنتر از همیشه نگاه میدارد؛ چراکه بهبود او، تنها شادی یک خانواده نیست، بلکه امیدی برای یک فرهنگ و نعمتی برای شهری است که به فرهیختگانش میبالد.
با آرزوی سلامتی و شفای کامل برای استاد ایرج سامانی
با احترام و ارادتفاروق کیانی
دیدگاه بسته شده است.