نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
شاید بهراحتی بتوان درباره جایگاه علمی ایشان از فضای حقیقی و مجازی هر آنچه خواست، پیدا کرد؛ اما مطمئن هستم به همین راحتی نمیتوان درباره شخصیت بزرگ و انسانی ایشان همه آنچه را باید، یافت.
درباره مقالات و پژوهشهای قرآنی ایشان نیز میتوان در روزنامه جمهوری اسلامی جستوجو کرد. اما آنچه شاید کمتر شنیده باشید، حضور فعال ایشان در گزارشهای صبحگاهی یا همان Morning Report بخش داخلی بیمارستان امام رضا(ع) مشهد بود. حضورهای شبانه ایشان در اورژانس بخش داخلی بیمارستان امام رضا(ع)، برای رزیدنتها، انترنها و حتی استاژرهای این بخش، مایه دلگرمی بود. در کنفرانسهای علمی بخشهای مختلف بیمارستان نیز بسیار کوشا بودند و آموزش برای ایشان تنها یک وظیفه دانشگاهی نبود؛ بخشی از هویت و رسالتشان محسوب میشد.
برای مسرت روح بلند ایشان و لبخند شما عزیزان باید اعتراف کنم که گاهی در مورنینگ ریپورتها و Case Reportها، بهخصوص در دوران رزیدنتی، با توجه به اطلاع از اختلافنظر استادان داخلی با یکدیگر، مطالبی را مطرح میکردم تا از خرمن دانش آنان، بهویژه استاد فرهودی، خوشهای بچینم.
اما از اخلاق و تواضع استاد هرچه بنویسم، باز هم احساس میکنم حق مطلب ادا نشده است. او یک مسلمان بهروز بود؛ عاشق قرآن بود و در مقطعی، در مسجد بیمارستان برای امثال اینجانب وقت میگذاشت و مباحث قرآنی تدریس میکرد.
پیش از آنکه اینجانب در دانشگاه فردوسی مشهد و در رشته پزشکی پذیرفته شوم، ایشان کاندیدای مجلس شورای اسلامی نیز شده بودند؛ اما رأی نیاوردند و همین امر، از نگاه من، باعث شد دانشگاه علوم پزشکی مشهد همچنان از حضور و دانش ایشان بهرهمند باشد. ایشان ارادت خاصی به رهبر کبیر انقلاب و بزرگان و شهدای انقلاب داشتند و این باورها در زندگی و رفتارشان نیز نمود داشت.
رفتارشان با دانشجویان، بهخصوص استاژرها، انترنها و رزیدنتها، پدرانه بود. بسیار اتفاق میافتاد که در بخش داخلی، دست استاژرها را میگرفتند و بالای سر بیماران میبردند تا هم بیمار را ببینند و هم شخصاً او را معاینه کنند. برای ایشان آموزش پزشکی چیزی جدا از حضور بر بالین بیمار نبود.
او سخت مراقب شاگردانش بود؛ همانند پدری که مراقب فرزندانش است. اکثر پزشکان فارغالتحصیل، هنوز به یاد دارند که چگونه ایشان با لفظ «بابا» با آنها صحبت میکرد. استادی که پس از بازنشستگی هم دست از آموزش نکشید.
کمی هم از آخرین تألیف ایشان بنویسم. دکتر فرهودی در سال ۱۴۰۲ کتابی با عنوان «سیروز و پیوند ، نتایج و عوارض آن» منتشر کردند. در سالهای پیش از انتشار این کتاب، با آنکه من سالی یکبار از کرج به مشهد میرفتم، هر بار ایشان را در بخشهای مختلف بیمارستان امام رضا(ع) مشهد پیدا میکردم؛ در حالی که همچنان مشغول آموزش دادن به دانشجویان بودند. سالها بود که بازنشسته شده بودند، اما بازنشستگی برای ایشان به معنای کنارهگیری از وظیفه اصلیشان نبود؛ وظیفهای که خود را در قبال آن مسئول میدانستند: تربیت شاگرد.
بسیاری از شاگردان ایشان بعدها یا عضو هیئت علمی دانشگاهها شدند و یا در استانها و شهرهای خود، به خدمت و کمک به مردم پرداختند.
دکتر فرهودی تا زمانی که جان در بدن داشت، علیرغم آنکه در سالهای پایانی عمر خود نیز سخت بیمار شده بود، از آموزش جدا نشد. شاید بهترین تعبیر برای توصیف چنین انسانی همین باشد: پزشکی که طبابت را فقط یک حرفه نمیدانست؛ آن را رسالت میدانست. نامش مانا و یادش جاودان باد./ دکتر ابوالقاسم افسر – کرج
دیدگاه بسته شده است.